امام حسن علیه السلام


ابوسعید عقیصا گوید: وقتی امام حسن با معاویه مصالحه کرد مردم به نزد او آمدند و بعضی از آنها امام را به واسطه بیعتش مورد سرزنش قراردادند، امام فرمود:« وای بر شما چه می دانید که چه کردم؟ به خدا سوگند این عمل برای شیعیانم از آنچه که آفتاب بر آن بتابد و غروب کند بهتر است، آیا نمی دانید که من امام مفترض الطاعه بر شما هستم و به نص رسول خدا یکی از دو سروران جوانان بهشتم؟» گفتند:«آری»، فرمود:«آیا می دانید که وقتی خضر کشتی را سوراخ کرد و دیوار را بپا داشت و آن جوان را کشت این اعمال موجب خشم موسی بن عمران گردید چون حکم آن ها بر وی پوشیده بود، اما آن اعمال نزد خدای تعالی عین حکمت و صواب بود؟ آیا نمی دانید که هیچ یک از ما ائمه نیست جز آنکه ]به ناچار[ بیعت طاغوت و سرکش زمانش بر گردن اوست مگر قائمی که روح الله عیسی بن مریم پشت سر او نماز می خواند؟ خداوند ولادت او را مخفی می سازد و شخص او نهان می شود تا آنکه که خروج کند و بیعت احدی بر گردن او نباشد. عمر او را در دوران غیبتش طولانی می گرداند سپس با قدرت خود او را در صورت جوانی که کمتر از چهل سال دارد ظاهر می سازد تا بدانند که خداوند بر هر کاری تواناست»
کمال الدین و تمام النعمه، ج ا، ص 588.

امام حسن(علیه السلام) در بیان پیامبر(صلى الله علیه وآله)


امام حسن(علیه السلام) در بیان پیامبر(صلى الله علیه وآله)

سوال :در منابع اهل سنت چه روایاتى درباره امام حسن(علیه السلام) از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)
 نقل شده است؟
پاسخ : کتابهاى اهل سنّت سرشار از فضائل و مناقب آن حضرت از زبان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) است;
 به عنوان نمونه:
1 ـ ترمذى به سندش از ابن عباس نقل کرده:
«کان رسول الله(صلى الله علیه وآله)حامل الحسن بن علىّ على عانقه فقال رجل: نعم المرکب رکبت یا غلام،
فقال النبى: ونعم الراکب هو
»;
 «روزى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) حسن بن على را بر دوش خود سوار کرده بود. شخصى عرض کرد:
اى پسر! خوب مرکبى را سوار شده اى. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: او نیز خوب راکبى است.»(1)

2 ـ ابن کثیر به سندش از جابر بن عبدالله نقل کرده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود:
«من سرّه ان ینظر الى سیّد شباب اهل الجنّة فلینظر الى الحسن بن على»;(2)
«هر کس دوست دارد تا به آقاى جوانان اهل بهشت نظر کند، باید به حسن بن على نظر نماید.»

3 ـ متقى هندى به سندش از عایشه نقل کرده که گفت: «پیامبر(صلى الله علیه وآله) همیشه حسن(علیه السلام)
را مى گرفت و او را به خود مى چسبانید، آن گاه مى فرمود: «اللّهم انّ هذا ابنى و أنا أحبّه فاحبّه و احبّ من یحبّه»;(3)
«بار خدایا! همانا این فرزند من است و او را دوست دارم، پس تو نیز او را دوست بدار و نیز هر کس که او را دوست مى دارد دوست بدار.»

4 ـ مسلم در صحیح خود از ابوهریره نقل کرده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره حسن(علیه السلام) فرمود:
 «اللّهم انّى اُحبّه فاحبّه و أحبب من یحبّه»;(4)
«بار خدایا! همانا من او را دوست دارم، پس تو نیز او را دوست بدار، و هر کس که او را دوست دارد، دوست بدار.»

5 ـ همچنین او از براء بن عازب نقل کرده که گفت: حسن بن على را بر دوش پیامبر(صلى الله علیه وآله) مشاهده کردم
در حالى که حضرت مى فرمود: «اللّهم انّى اُحبّه فاحبّه»;(5) «بار خدایا! همانا من او را دوست دارم، تو نیز او را دوست بدار.»

6 ـ از پیامبر(صلى الله علیه وآله) در حدیثى روایت شده که فرمود:
«لو کان العقل رجلا لکان الحسن»;(6)
«اگر قرار بود عقل در شخصى مجسّم گردد آن شخص حسن بن على بود.»

7 ـ براء بن عازب از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل کرده که درباه امام حسن(علیه السلام) فرمود:
«هذا منّى و أنا منه و هو یحرم علیه ما یحرم علىّ»;(7)
 «این از من و من از اویم و آنچه بر من حرام است بر او نیز حرام مى باشد.»(8)
1. سنن ترمذى، ج 5، ص 327 ; مستدرک حاکم، ج 3، ص 170.
2. البدایة و النهایة، ج 8، ص 35.
3. کنز العمال، ج 13، ص 652، رقم 37653.
4. صحیح مسلم، ج 7، ص 129; صحیح ترمذى، ج 5، ص 661.
5. صحیح مسلم، ج 7، ص 129; صحیح ترمذى، ج 5، ص 661.
6. فرائد السمطین، ج 2، ص 68.
7. کنز العمال، ج 7، ص 107; ذخائر العقبى، ص 123.
8. اهل بیت از دیدگاه اهل سنت، على اصغر رضوانى، ص 19.